تبلیغات
جک بی ادبی و زشت
جک بی ادبی و زشت

جک های فوق العاده زشت جدید

چهارشنبه 1 مرداد 1393

تو صف نون بودم دیدم 2 تا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث میکردن ..
اولى: برو بابا!
دومى: به من نگو بابا به من بگو عمو

به من که میگى بابا من نسبت به تو احساس مسئولیت پیدا میکنم!!
اصن یـه وضیه


-----------------------


من دادم تو ام بده . من مفتی دادم تو هم مفتی بده . درسته درد داره ولی ثواب داره (اهدای خون اهدای زندگی)



----------------------


ترکه می خواسته آمپول بزنه پرستار بهش میگه: بکش پایین

ترکه میگه :من دفعه اولمه خانم اگه میشه شما اول بکشین پایین


------------------


به قزوینیه می گن چه اهنگی دوست داری؟ می گه اون اهنگ معین که می گه. پشتت رو کردی بر من بگو مگو نداره


---------------------


سالها بود تو را میکردم * همه شب تا به سحرگاه دعا

یاد داری که بمن میدادى * درس آزادگى و مهر و وفا ؟

همه کردند چرا من نکنم * وصف روی گل زیباى تورا ؟

تا ته دسته فرو خواهم کرد * خنجر خود به گلوگاه نگاه

تو اگر خم نشوى تو نرود * قد رعناى تو از این درگاه


قسمت بیست و دوم ۲۲ سریال شاهگوش

پنجشنبه 29 خرداد 1393

دانلود سریال جدید و زیبای شاهگوش دانلود قسمت بیست و دوم

لطفا برای حمایت از صاحب اثر سریال را به صورت اورجینال از مراکز خرید تهیه فرمایید

توجه: در صورت نارضایتی صاحب اثر لینک دانلود حذف می شود

 

458uw468w48u4qw




دانلود قسمت بیست و دوم ۲۲ سریال شاهگوش



جکهای بی ادبی جدید و خنده دار خفن

سه شنبه 8 بهمن 1392

نوع مطلب :جوک خنده دار، 

پسره رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟

--------------

به یارو میگن: تا کجا درس خوندی؟ میگه: تا اونجا که دهقان فداکار شلوارش رو در میاره و منتظر تصمیم کبری میشه

-------------

سوتی های زنان در میدان میوه و تره بار : آقا درست دادم ؛ آقا زیاد گذاشتی پاره میشه . آقا درشت بذار ؛ آقا میشه برام بلندش كنی ؛ آقا نگاه كن ببین توش قرمزه ؛ آقا چقدر بد میذاری !

-----------

یارو یه كفتر میدزده میزاره تو شلوارش میره مترو زیپش باز بوده.كفتره سرشو میاره بیرون،یه معتاد كه داشته چرت میزده تا كفتره رو میبینه میگه داداش یكی از تخمات جوجه شده.

-----------

زندگی مثل آلت مَرد میمونه:
ساده ، نرم ، افتاده و فروتن...
این زنها هستن که سختش میکنن...

-----------

فقط با وکلا دوست شوید! اگر چه دکترها خوب می کنند، آشپزها سیر می کنند، آرایشگرها قشنگ می کنند، رفتگرها تمیز می کنند، مهندس ها درست می کنند، ول فقط وکلا هستند که قانونی می کنند


جدیدترین جک های زشت و خفن سال 92

شنبه 25 آبان 1392

نوع مطلب :جوک بی ادبی، 


یارو پست گذاشته:
من نمیدونم این لپه تو قیمه به چه دردی میخوره!
از این ور میخوریش از اون ور سالم از تو عنت در میاد..!
طرف زیرش کامنت نوشته:
مشکل از لپه نیست داداش صافی کونت پاره شده 


-------------



یه همسایه داریم یه بار سوار موتور شده بود تو خیابون داشت میرفت راهنما چپ زد ؛ پیچید سمت راست!
مام با ماشین زدیم بهش!
بهش مگم: آخه مرتیکه راهنما چپ میزنی چرا می پیچی راست؟ 
میگه: عوضی من راهنما چپ میزنم؛ تو نمی دونی سی ساله خونۀ ما سمت راسته!


---------------



ﯾﻪ ﺭﻭﺯﻱ یک نفر ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺶ ﻣﻼﯼ ﻭﻻﯾﺘﺸﻮﻥ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺯﻧﻢ ﻧﻤﺎﺯ ﻧﻤﯿﺨﻮﻧﻪ ، ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ ؟؟؟؟
ﻣﻼ: ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﻓﻀﻴﻠﺖﻫﺎﻱ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﮕﻮ، ﺑﮕﻮ ﻛﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﻭﯼ ﺭﻭﺡ ﺁﺩﻡ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﺍﺭﻩ .
+ﮔﻔﺘﻢ، ﺧﻴﻠﻲ ﻫﻢ ﺯﻳﺎﺩ، ﻭﻟﻲ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﻩ .
ﻣﻼ : ﻭﻋﺪﻩﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﻧﻌﻤﺘﻬﺎﻱ ﺍﻭﻥ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﮕﻮ ﻭ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ
ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﻧﻪ ﭼﻪ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ ﺗﻮﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺷﻪ.
+ﮔﻔﺘﻢ! ﺧﻴﻠﻲ ﻫﻢ ﺍﻏﺮﺍﻕ ﻛﺮﺩﻡ . ﻭﻟﻲ ﺑﻲﻓﺎﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﻣﻼ : ﺍﺯ ﻫﻮﻝ ﻭ ﻭﺣﺸﺖ ﺟﻬﻨﻢ ﻭ ﺳﺨﺘﻴﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺨﻮﻧﺪﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻪ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﮕﻮ.
+ﮔﻔﺘﻢ ﺧﻴﻠﻲ ﻫﻢ ﺯﻳﺎﺩ ﻭﻟﻲ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ !
ﻣﻼ (ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﻴت) : ﺁﺧﻪ ﺣﺮﻑ ﺣﺴﺎﺑﺶ ﭼﯿﻪ !؟
+ﻫﻴﭽﻲ، ﻣﻴﮕﻪ ﺗﻮ ﺑﺨﻮﻥ ﺗﺎ ﻣﻨﻢ ﺑﺨﻮﻧﻢ !!!!


-------------



بچه که بودم مغز پسته هامو میدادم به داداشم؛
در عوض ازش پوست شور پسته میگرفتم که بمکم!

هروقت یاد این اسکل بودنم میفتم از خانواده م خجالت میکشم 



------------




من یه شوهر عمه دارم خیلی توی زندگی من تاثیر گذار بوده!
همش با ما بازی میکرد و باهامون سروکله میزد!
یکی از بازیا این بود که 
میگوزید بعد به منو پسر عمه هام میگفت بگیریدش !!!!!!!

مدیونید فک کنید ما گوزشو دنبال نمیکردیماا 



------------



اگه دخترا میگن ابرو مال ماست پسرا نباید بردارن
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
پس سیبیل هم مال ماست دخترا نباید بردارن 



-------------




ﮐـﻼﺱ ﺳـﻮﻡ ﺍﺑـﺘـﺪﺍﯾـﯽ ﺑـﻮﺩﻡ ﺳـﺮ ﺯﻧـﮓ ﺍﺩﺑـﯿـﺎﺕ ﻓـﺎﺭﺳﯽ،
ﻣـﻌـﻠـﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﺳﺮ ﮐـﻼﺱ ﺧـﻌـﻠﯽ ﻣـﺤـﺘـﺮﻣﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﺎ ﺻـﺪﺍﯼ ﺑـﻠـﻨـﺪ ﮔﻔﺖ :
ﺑـﭽـﻪﻫﺎ ﮐـﺘـﺎﺑـﻬﺎ ﺭﺍ ﺑـﮕـﺸـﺎﯾـﯿـﺪ !
ﻣﺎ ﻫـﻢ ﻓـﻨـﭻ ﺑﻮﺩﯾـﻢ ﺩﯾﮕﻪ !
ﻫـﻤـﻪ ﺑﺎ ﻫـﻢ ﮐـﺘـﺎﺑﺎﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﯾﮑﺼﺪﺍ ﮔﻔـﺘـﯿـﻢ :
ﮔــﺸـﺎﺩﯾـﻢ ..!
:|


جوک های زشت و بی ادبی جدید

پنجشنبه 9 آبان 1392

نوع مطلب :جوک بی ادبی، 


یه دختره پست گذاشته:

مادر شوهره من دارم؟؟؟
ینی آدمم اینقــــــــــــــــــــــــــــــــدر خونسرد؟!
نباید بیاد بگرده منو واسه پســرش پیدا کنه؟
والا من بخاطر پسر خودش میگم؛وگرنه منکه دارم درسمو می خونم..!


************



دیدی از وسط آسفالت علف در میاد؟
این یعنی اینکه :
با استقامت می تونی هر کاری بکنی... هر کاری !
بعد دیدی روی آسفالتِ کهنه یه آسفالتِ نو میزنن؟
این یعنی در نهایت هیچ گُـــهی نمی تونی بخوری حتی ..!


************



من واقعا نمیدونم چه حکمتیه که هروقت من گشنمه؛
فرقِ یخچالمون با کمد، فقط چراغِ توشه!
حالا کافیه من مریض باشمو گلودرد داشته باشم
از تخم طوطی آمازونی بگیر تا گوشتِ نهنگِ سفیدِ اقیانوسِ آرام
توی این گُنجیده شده و همه هم واسه سلامتی من مضره ..!


************


۲ تا زن توی اتوبوس برای یک صندلی خالی دعواشون میشه راننده میگه اونی که مسن تره بشینه روی صندلی هر ۲ تا زن به هم نگاه کردن و صندلی خالی ماند !


************



نصفِ دستشویی هایی که دخترا توی طول عمرشون میرن؛
واسه فرار از پاک کردنِ سفره ست ..!



************



مردم حیوون خونگی می گیرن اسمشو
تیله، توتو، دنی، هانی، خلاصه از این چیزای شیک میذارن!
اونوقت رفیق ما طوطی گرفته بود اسمشو گذاشته بود "اصغر کچل"
طوطی بدبخت تخریب شخصیتی شد ؛ 
چن ماه بعد افسردگی گرفت کچل شد مُـــرد ..!


************



قدیما :

+ مامان این برگه كه رو میز بود كجاست ؟؟!
- برگه سفید خالیه ؟
+ آره!
- انداختمش دور
+ (تو دلم) اى بابا عشقم با آب‌پیاز نامه نامرئى نوشته بود!
آخه چرا انداختیش مامان  

الان :

+ (عربده) مــَــــــــمــــــــــَـن
- چى شده عزیز دلم ؟؟!
+ شورته كه كنار تختم افتاده بود كوش ؟؟؟؟
- كدوم ؟؟ صورتیه ؟!
+ آره بابا! مال سوسنه! جا گذاشته اینجا!
- شُستمش پسرم ،روی بنده ..!


************



واﮐﻨﺶ ﺯﻧﻬﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺷﻮﻫﺮﺷﻮﻥ :

ﺯﻥ خارجی : ﻋﺰﯾﺰﻡ ،ﺍﯾﻦ طرز ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ...
زﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ : ﭼﯿﻪ ؟! ﺑﯿﺎ ﻣﻨﻮ ﺑﺨﻮﺭ !
ﺑﺎﺯﺧﻮنۀ ﻣﺎمانت ﺍﯾﻨﺎ ﺑﻮﺩﯼ؛ ﭼﯿﺰ ﯾﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩﻥ؟!


************


در اروپا دخترا بیرون میرن با کمی آرایش
در ایران آرایش بیرون میره با کمی دختر 


جوک های خفن و بی ادبی 92 سری جدید +18

سه شنبه 23 مهر 1392

نوع مطلب :جوک بی ادبی، 


باب و استیو، روزها بدون آب و غذا تو بیابون گم شده بودند كه ناگهان از دور چشمشون به مسجدی افتاد!
باب گفت ،'خدارو شكر'، الان میریم اونجا؛باید بگیم اسم من محمده و اسم تو هم احمد! اینطوری به غذا میرسیم!
استیو گفت : 'من نه، اسممو عوض نمیكنم، من همون استیو می مونم!'
رفتند تو مسجد و شیخ دیدشونو پرسید:'اسمتون چیه؟'
باب گفت:'اسم من محمده'!
استیو هم گفت:'اسم من استیوه'!
شیخ میگه: «بچه‌ها، برای استیو آب و غذا بیارین؛ و تو محمد،
رمضان مبارک پسرم !



--------------------



می گم هی از ماجرایِ "دوس پسرِ مامانِ سوباسا" و 
"رابطۀ بابالنگ دراز با جودی ابوت" و اینا گفتین ،
به کارتونا بدبین شدم!
نکنه اون "دمـــــــاغِ" پینوکیو نبوده که دراز میشده؟؟!!
راست بگین من طاقتش رو دارم



--------------------



شیخ را گفتند : علم بهتر است یا ثروت ؟
شیخ بیدرنگ شمشیر از میان بیرون آورد و مانند جومونگ مرید بخت برگشته رابه سه پاره ی نامساوی تقسیم نمود و گفت : سالهاست که هیچ خری بین دو راهی علم و ثروت گیر نمیکند .....مریدان در حالیکه انگشت به دندان گرفته ولرزشی وجودشان را فرا گرفته بود گفتند یا شیخ ما را دلیلی عیان ساز تا جان فدا کنیم .....
شیخ گفت :در عنفوان جوانی مرا دوستی بود که با هم به مکتب میرفتیم ،دوستم ترک تحصیل کرد من معلم مکتب شدم...
حالا او پورشه دارد و من پوشه..
.او اوراق مشارکت دارد ومن اوراق امتحانی...
او عینک آفتابی من عینک ته استکانی...
او بیمه زندگانی.من بیمه خدمات درمانی...
او سکه و ارز...من سکته و قرض....
سخن شیخ چون بدینجا رسید مریدان نعره ای جانسوز برداشته و راهی کلاسهای آموزش اختلاس گشتندی ....



----------------




معلمه از ناچاری میره دستشویی مخصوص دانش آموزان ...
در همین حین یهو یك گــوز گوش خراش ازش در میره!
یه پسره تخس، تازه اومده بوده تو دستشویی، شروع میكنه لگد زدن به در كه آی فلان فلان شده، تو كلاس چندمی؟
معلمه از ترس آبروریزی صداش در نمیاد...
ولی یارو ول كن نبود و همینجور میكوبیده به در و خواهر مادر معلمه رو دوره میكرده!
آخر معلمه صداشو نازك میكنه، میگه : من كلاس دومم ...!!!
شاگرده دوباره با لگد محكم میكوبه به در توالت و میگه: گه خوردی دروغگو ... !!!
گــوزی كه تو دادی، از مال كلاس پنجمی ها هم گنده تر بود ... !




---------------




زنه دیروقت به خونه رسید آهسته كلید رو انداخت و درو باز كرد و یكسر به اتاق خواب سر زد .
ناگهان بجای یك جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب دید
بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جایی كه میخوردند ان دو را با چوب گلف زد و خونین و مالی كرد.
بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا ابی بخورد
با كمال تعجب شوهرش را دید كه در اشپزخانه نشسته است.
شوهرش گفت سلام عزیزم!
پدر و مادرت سر شب از شهرشون به دیدن ما اومده بودند چون خسته بودند .بهشان اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت كنند

راستی بهشون سلام كردی؟؟




--------------



پسره به دوست دخترش میگه:
میخوای باهم ماشین آتش نشانی بازی کنیم؟
دختر:چی جوریه؟
پسر:اینجوریه که من انگشتامو از پایین به بالا روی پاهات حرکت میدم!بعدش
تو هرجایی خواستی توقف کنم،میگی چراغ قرمز!
...
بعد از چن ثانیه:
دختر:چــــــــــــراغ قرمز!
پسر:خفه شو!ماشین آتش نشانی واسه چراغ قرمز توقف نمیکنه..!



----------------




تو ماشین نشستم دارم میرم سمت تهران!! راننده یه سی دی گلچین از حبیب و هایده و داریوش تا آرش و لینکین پارک و مایکل گذاشته ... !!
حبیب شروع کرد به خوندن ... سرعت 70 کیلومتر !!!
رفت رو آرش ... سرعت 125 کیلومتر!!!
هایده خدا بیامرز شروع شد ... سرعت45 کیلومتر!!!
لینکین پارک که شروع شد یهو یه بُکس و باد کرد ، نزدیک بود برم تو شیشه!!! سرعت 140 کیلومتر
... داریوش که شروع شد ... دیدم راننده ماشین رو کنار جاده نگ...ه داشت!! یه سیگار روشن کرد شروع کرد کشیدن و رفت تو فکر.! بهش گفتم اقا اتفاقی افتاده؟ گفت : صدا رو داری جون داداش!! داریوش حیف شد به خدا..!
منم نمیدونستم چی بگم!!
اهنگ تمام شد!!
الان مایکل داره پخش میشه !!
سرعت 240 کیلومتر... پلیس نامحسوس دنبالمونه!!! هلکوپتر هم از بالا گردو خاک میکنه!! دوستم تماس گرفته میگه : شبکه 3 دارن پخش زنده نشونمون میدن!!
... خدا خودش به خیر بگذرونه!!
فقط امیدوارم اهنگ بعدی مدرن تاکینگ نباشه!!
یا ابوالفضل




------------------




این خاطره واسه من نیست ولی خیلی باحاله:

بچه بودم، بابام منو برده بود مسجد، امام جماعت هم پیر بود آروم آروم نماز میخوند،منم حوصه ام سر رفته بود پا شدم رفتم بالای منبر میکروفونو ورداشتم،
شروع کردم به خوندن شعرای مهد کودکمون،
کل مسجد داشتن همراه با لبخند ملیحی به نمازشون ادامه میدادن ...
یهو دیدم بابا نمازو ول کرده اینهو پلنگ گرسنه داره میاد سمتم،
منم که به شدت احساس خطر میکردم فرارو به قرار ترجیح دادم و بابا بدو من بدو،منم که ریزه میزه بودم از بین نماز گزارا سریع رد میشدمو داد میزدم :
کمک این بیناموس ( تازه یاد گرفته بودم ) میخواد منو بزنه !!
چند نفر که اصن افتاده بودن کف مسجد ریسه میرفتن،
بقیه هم در حال ذوق کردن بودن،
این ماراتون حتی تو تامو جری هم بی سابقه بود
تا اینکه بابام منو گرفتو تا میخوردم منو زد :)))





جک بی ادبی +18

چهارشنبه 17 مهر 1392

نوع مطلب :جوک بی ادبی، 


ﭘﺪﺭ ﺟﻖ ﺳﺮﻋﺘﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺖ !
ﺍﺑﻮﺍﻟﺠﻖ ﺩﻭﻻﺑﯽ ﻣﻠﻘﺐ ﺑﻪ ﭘﻨﺠﻪ ﻃﻼ ﮐﻪ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﯿﺎﻥ ﻣﺘﻤﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﺟﻖ
ﺯﺣﻤﺖ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺟﻖ ﭘﺮﻭﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﺮﺩ
ﺻﺒﺢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺳﺎﻧﺤﻪ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺑﺎ ﮊﻝ ﺁﺗﺶ ﺯﺍ ﺑﻪ
ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪ .
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭﻻﺑﯽ ﺍﺑﺪﺍﻉ ﮔﺮ ﻓﻦ ﭘﻨﺠﻪ ﯾﻮﺯﭘﻠﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻓﻦ
ﺭﮐﻮﺭﺩ 7 ﺑﺎﺭ ﺍﻧﺰﺍﻝ ﺩﺭ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ 23 ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ .
ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻭﺻﯿﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﺴﺪﺷﺎﻥ )ﮐﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯼ
ﺑﯿﺶ ﻧﯿﺴﺖ ( ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺻﺎﺑﻮﻥ ﮔﻠﻨﺎﺭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﻮﺩ .
ﺭﻭﺣﺶ ﺷﺎﺩ ﻭ ﯾﺎﺩﺵ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﻭ ﭘﺮ ﺭﻫﺮﻭ


جک بی تربیتی بلند سلطان جنگل

چهارشنبه 17 مهر 1392

نوع مطلب :جوک بی ادبی، 


شیره میخواسته بره مسافرت،‌ خرگوشه رو جای خودش میگذاره سلطان جنگل. خرگوشه هم روز اول میگه:
‌برین اون روباه پدرسوخته رو بیارین. میرن روباهه رو میارن، هنوز تو نیومده، می‌توپه بهش كه: 
پدرسوخته، تو كلاهت كو؟! دستور میده روباهه رو ببندن به یه درخت،‌ همه حیوونای جنگل بیان یه دور ترتیبشو بدن!

دو روز بعد دوباره روباهه رو احضار میكنه، باز تا میاد تو بهش میگه: مادرقحبه! كلاهت كو؟! باز میده ببندنش به درخت و همه حیوونا ترتیبشومیدن. 

خلاصه چهار پنج روز همینجوری میگذره، آخر روباهه شاكی میشه،‌ زنگ میزنه به موبایل شیره و میگه:
بابا این چه افتضاحیه؟! این ریختی پیش بره،‌ این خرگوش تاج و تختت رو به باد میده!

شیره هم زنگ میزنه به خرگوشه میگه: 
بابا،‌ بیخودی كه نباید به ملت گیر بدی! یه گیری بده كه شاكی نشن. خرگوشه میگه: یعنی چی؟ میگه: مثلا فردا روباهه رو بفرست برات سیگار كنت بخره. اگه پایه كوتاه خرید بگو چرا بلندشو نخریدی،‌ اگه بلند خرید بگو چرا كوتاهشو نخریدی، بعد هم ترتیبش رو بده! 

خرگوشه میگه: خوب، یادگرفتم. 
فردا باز روباهه رو احضار میكنه و میگه برو یك بسته سیگار كنت بخر. روباهه میاد تیزبازی دربیاره، میره هم سیگار پایه بلند می‌خره هم پایه كوتاه. خلاصه برمی‌گرده تو كاخ، پایه كوتاهه رومیده، میگه:


قبله عالم به سلامت! اینم سیگار كنت. خرگوشه زود میگه: ‌پدرسوخته، من پایه بلندشو می‌خواستم! روباهه هم درجا دست می‌كنه بسته پایه بلند رو میده. خرگوشه میبینه رودست خورده، ‌پاک شاكی میشه، میگه: ‌اصلا كس‌كش تو كلاهت كو؟!


جک خفن و بی ادبی جدید +18

جمعه 29 شهریور 1392

نوع مطلب :جوک بی ادبی، 

دیدین مد شد آب انار فرو شی هامی نویسن ایستگاه تسویه خون!!!!.
منم میخوام بعد این که لیسانسمو گرفتم یه شیر موز فروشی بازکنم بنویسم ایستگاه تقویت کمر :|

----------

طرف لکنت زبون داشته.زنگ میزنه اورژانس که بیان جنازه ی همسایشو ببرن!
میگه: اااالو اااوورجانس ،این ههههمسسسایمووون ممممرده!یه آمبولانس میفرررررستین؟!...طرف میگه: آدرستون؟!
یارو تا میاد آدرسو بگه زبونش بند میاد میگه: ظظظظظ!.........طرف میگه :ظفر منظورته ؟
میگه: نننننننـــنه!
طرف فکر میکنه سرکاره قطع میکنه!یه هفته بعد همین اتفاق میفته بازم طرف میگه :آدرستون؟باز زبونِ یارو بند میاد میگه: ظظظ ظ!طرف میگه ظفر؟ 
میگه: ننننه!
باز مامور اورژانس فکر میکنه سرکاره قطع میکنه!یک! ماه رد میشه،باز طرف زنگ میزنه میگه:اااااووووورژانس، این هههمسایمون ممممرده محلللمون بوی گندگررررررفته یه آمبولانس بببفرستیییین!طرف میگه :آدرستون؟!
باز زبون یارو بند میاد میگه: ظظظظ!از اونور میگن :آقا منظورت ظفره؟!طرف میگه :آآآآررررره آآآآشغااااال؛آآآآررره کککککثافت
ککشووووندم آورددددمش ظفرببییییا بببرش .

-----------

دوستِ عزیزی که سعی داری با دهن بسته خمیازه بکشی…
چه کاریه واقعن ؟ ! جاش سوراخای دماغت باز می شه خب بدتر میشه كه ..


جک خنده دار دختر و پسر

جمعه 29 شهریور 1392

نوع مطلب :مطالب خنده دار، 

ساﻝ۱۳۶۰ ﭘﺴﺮ : ﺳﻼﻡ ﺁﺑﺠﯽ ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺑﻪ
ﺩﺧﺪﺭ: ﻋﻠﯿﮏ ﺳﻼﻡ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻤﺖ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺑﻢ
ﺳﺎﻝ۱۳۷۰ ﭘﺴﺮ: ﺳﻼﻡ ﻣﺮﯾﻢ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺧﻮﺑﯽ ﺷﻤﺎ
ﺩﺧﺪﺭ: ﺳﻼﻡ ﺭﺍﻣﯿﻦ ﺟﺎﻥ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﺷﻤﺎ ﭼﻄﻮﺭﯼ
ﺳﺎﻝ۱۳۸۰ ﭘﺴﺮ: ﺳﻼﻡ ﺧﺎﻧﻮﻣﯽ ﺧﻮﺑﯽ
ﺩﺧﺪﺭ: ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺗﻮ ﺧﻮﺑﯽ ﻋﺸﻘﻢ
ﺳﺎﻝ۱۳۸۵: ﭘﺴﺮ:ﺳﻼﻡ ﯾﺎﻧﮕﻮﻡ ﻣﻦ
ﺩﺧﺪﺭ:ﺱ ﻋﺴﯿﺴﻢ ﻣﺮﺳﯽ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﻋﻘﺸﻢ
ﺳﺎﻝ ۱۳۹۰ ﭘﺴﺮ: ﺳﻼﻡ ﺧﻮﺷﮑﻠﻢ ﮐﻮﺷﯽ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﻧﮑﻨﻪ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﺑﻪ ﭘﯿﺴﯽ ﺧﺨﺨﺦ
ﺩﺧﺪﺭ:ﭼﻄﻮﻝ ﻣﺘﻮﻟﯽ ﻋﺠﻘﻢ ﻧﯿﺘﯽ ﻣﻦ ﺩﺗﻨﮕﺘﻢ
ﺳﺎﻝ۱۳۹۱ ﭘﺴﺮ: ﺳﻼﻡ ﻣﻮﺳﺘﺎﻧﮓ ﻣﻦ
ﺩﺧﺪﺭ:ﺱ ﭼﻄﻮﻟﯽ ﻋﺠﻘﻢ ﻗﻤﻘﻤﻠﯽ ﻗﺎﺑﻮﻟﯽ ﺩﯾﺪﻫﻤﻨﻮ ﺩﻭﺩ ﻧﺪﺍﻟﯽ ﺑﻘﻮﻟﻢ
ﺳﺎﻝ۱۳۹۴ ﭘﺴﺮ:ﺳﻼﻡ ﻋﺸﻘﻢ
ﺩﺧﺪﺭ: ﻫﻨﺘﻘﻦ ﺗﺨﻬﺮﺗﻬﺦ ﻫﻌﺘﺮﻫﺘﺜﺨﺤﻨﺤﺨﺮ
ﺳﺎﻝ ۱۳۹۶ ﭘﺴﺮ: ﺳﻼﻡ ﻋﺸﻘﻢ
ﺩﺧﺪﺭ:中航网群. 中国航空集团公司, 中国航空(集团) 


جوک خنده دار و جدید بازاریاب

جمعه 29 شهریور 1392

نوع مطلب :مطالب خنده دار، 

یه ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺏ ﺟﺎﺭﻭ ﺑﺮﻗﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺯﺩ؛
ﺗﺎ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﺑﺸﻪ...
ﭘﺮﯾﺪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﮐﻮﺩ ﮔﺎﻭﯼ ﺭﻭ ﺭﻭﯼ ﻓﺮشامون ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩ!
بعد برگشت ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻇﺮﻑ ﻣﺪﺕ ۳ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺭﻭﺑﺮﻗﯽ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﻧﺒﺎﺷﻢ؛ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﻭ ﺑﺨﻮﺭﻡ!

ﮔﻔﺘﻢ: ﺳــﺲ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﯾﺎ ﻗﺮﻣﺰ؟؟
ﮔﻔﺖ: ﭼــــﺮﺍ؟
ﮔﻔﺘﻢ: یک ساله قبض برقموو ندادیم، صبح اومدن برقمونو قطع کردن


جوک خنده دار

جمعه 29 شهریور 1392

نوع مطلب :جوک خنده دار، 

یبار فرودگاه بودیم دیدیم یه دختر خوشکل و معصوم وایساده یه گوشه داره واکس میفروشه. دلمون سوخت با دوستم گفتیم بریم ازش بخریم و کمکی کرده باشیم . خلاصه رفتیم پیشش گفتیم "خانوم دونه چند؟" برگشت گفت "70000 تومن" ... گفتم "مگه این واکسو از چی ساختن خانوم؟"... چشتون روز بد نبینه یه لبخندی زد و گفت " آقا اینا خاویاره واکس نیست!


جوک بیتربیتی بلند

جمعه 29 شهریور 1392

نوع مطلب :جوک بی ادبی، 

اون موقع که سربازای امریکایی رو به زور میفرستادن عراق
یک سربازی از پادگان فرار کرده بود و دژبان ها دنبالش میگشتند که توی یک کوچه میرسه به یک راهبه ای

نفس زنان بهش میگه:
مادر مقدس من نمیخواهم برم عراق میتونم زیر دامنت مخفی بشم؟

اونم با سر بهش اشاره میکنه که میتونه

سربازه میر اون زیر و دژبانها میان و رد میشند

وقتی دژبانها رفتند سربازه میاد بیرون و تشکر میکنه ولی میگه :
مادر مقدس من خیلی ازتون ممنونم اما میخواهم اعترافی هم بکنم که این پاهای زیبای شما از فکرم بیرون نمیره

مادر مقدس هم با یک صدای کلفتی جواب میده :
اگر بالاترش رو هم خوب نگاه میکردی میفهمیدی منم نمیخواهم برم عراق 


جک های خفن و خنده دار +18

جمعه 29 شهریور 1392

نوع مطلب :جوک بی ادبی، 

عزﯾﺰﻡ ﺷﻤﺎ ﻧﻪ " ﺩﺍﻓﯽ " ، ﻧﻪ " ﭘﺎﻓﯽ ..."
ﺷﻤﺎ ﯾﻪ " ﮔﺎﻓﯽ " ﮐﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻭﺳﻂ
ﺧﻠﻘﺖ...

------------

می  دونی چرا عمه ها انقدر فش می خورن؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
کسی که ترتیب مادر عادم و میده باید ترتیب خاهرشو داد :|

------------

عشق اگه عشق باشه . . . پسوورد فیسبوک كه سهله
.
.
.
.
.
.
.
قسمتِ كِرِم دارِ بیسكوئیتمو، گوجه سبزامو و ته دیگ ماکارونیمم بهش میدم

--------------

دﺍﺷﺘﯿﻢ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺟﻠﻮ ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺍﻓــــﻪ شاصــــی بلند
ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ
ﮐﻪ ﺭﻓﯿﻘﻢ ﯾـــــﻬﻮ زااااااااﺭﺕﮔــــﻮﺯﯾﺪ!!!
ﺩﺧترﺍ ﮐﺸﯿﺪﻧﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺤﺶ ،
ﺭﻓﯿﻘﻢ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺑﺎ عشوه ﻣﯿﮕﻪ:
عع !!ﺧﺎﻧﻢ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ..؟؟
ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ..!!!!!!!!!!!!!!

--------------

رفتم بقالی میگم بستنیتون پاکه ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
میگه نه ریدم توش !

-----------

بابام تو فیسبوک نوشته آدم گــــــــوه بخوره ولی ماءشعیر با مارک های ناشناخته نخوره !!!

یه دختره هَس از فِرِندای منه که بابامو هم اَدد کرده کامنت داده : وای من عاشق مالتــــم !!
بابام جواب داده : منم عاشقه مال تُوام! :|
هیچی دیگه بابامون ریــــــــــــــــد به همین دوزار آبرومون رَفت :|


جک های بی ادبی +16

چهارشنبه 27 شهریور 1392

نوع مطلب :جوک بی ادبی، 

بچه بودیم مارو می ذاشتن رو پاشون انقد تکون می دادن تا سرگیجه بگیریم بخوابیم!
الان دکترا می گن این کارو نکنین، مغز بچه جابجا می شه!
خب حالا تکلیف این مغز جابجا شده ما چیه؟ مغز ما کجامونه الان؟ رسیدگی کنین لطفا...!!

-------------

ملت میرن آتلیه عکس میگیرن
نیم کیلو فتوشاپ رو صورتشون خالی میکنن
بعد وقتی میری از نزدیک میبینیشون
قصر رویاهات تبدیل میشه به یه همکف ۴۰ متری...!!

-------------

خسه شدم از بس این دخترا نوشتن: بامردی باش که رژتو خراب کنه، نه ریملتو
اینم جوابیش:
با زنی باش که شورتتو درآره نه حرصتو

-------------

زنه موقع زایمان میگوزه،

دکتر میگه:
همه برن عقب ............نوزاد مسلحه

------------

پیرکس یعنی چه؟جواب:

1-کس پیر
2.کس چروکیده
3-کس بیحال

هیچکدام،بی ادب! پیرکس نوعی ظرف شیشه ایست!

------------

مهمون بودیم جایی، نصف شب حال نداشتم برم دستشویی، یه بچه کنارم خواب بود برش داشتم گذاشتم تو جای خودم تو جای اون شاشیدم، اومدم برش گردونم دیدم تو جای من ریده :|


تعداد کل صفحات: (2) 1   2   

فهرست وبلاگ

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اَبر برچسبها